تبليغاتX
تولدت مبارک




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



::..:..::



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





دیشب کلی فکر کردم فهمیدم که تعصب با غیرت فرق می کنه .

تعصب باعث میشه آدم عشقش رو به خاطر خود خواهی های خودش محروم کنه از زندگی.

اما غیرت باعث میشه به اونی که دوست داری کمک کنی تا در کنار تو بهترین زندگی رو داشته باشه.

تو چه تهران درس بخونی چه مهدیشهر و حتی چه گرگان میتونی به من خیانت کنی و در حق من

نامردی کنی  و همینطور چه کلاس پیانو یا هر کاره دیگه ای کنی.

تو هم به اندازه ی من حق زندگی داری . زن و مزد به مساوات آفریده شده اند و هیچ کسی به کسی

برتری نداره .

اما همه ی اینا در صورتی است که

بین من و تو یه رابطه عمیق به وجود بیاد یه طوری که همیشه حرف همدیگه واسه هم حجت باشه و

نذاریم که رو زمین بمونه.

اما چه کنم که هنوز دلم قرص نیست. نه اینکه به تو شک داشته باشم . نهههههه

از سادگی تو نگرانم .

از اینکه نتونی خودت رو از دست این گرگ های آدم نما نجات بدی و نگه داری. گرگ هایی که خوبی رو

زشت و زشت رو خوب نظون میدن واست و یه کار اشتباه رو انقدر واست عادی می کنن که با خودت

می گی این کاری که من دارم می کنم اصلا خیانت و نامردی نیست که...

کاریه که همه دارن انجامش میدن ...

انقدر عادی میشه که آدم همینطور خودش رو قانع میکنه و میره جلو و اما دریغ از اینکه اونی که جاش

گذاشته همونیه که نباید تنهاش میذاشت. و رهاش می کرد.

بهت گفتم آزادی . مختاری و حق انتخاب داری اما نمی دونم انقدر قدرت داری که بتونی خودت  رو از

دست این گرگ های آدم نما حفظ کنی؟

میخوام یه اعتراف صادقانه ای کنم:

من بعضی اوقات پیش میاد که نمی تونم این کار رو کنم یا بهتر بگم تو خودم نمی بینم که اگر بخوام با

این مسایل روبرو بشم بتونم از عهده اش بر بیام و در نهایت احساس پشیمونی نکنم.

برای همین سعی میکنم خودم رو تو این موقعیت ها قرار ندم یا اصلا موقعیتش رو فراهم نکنم واسه

خودم.

نمیخوام بحث رو مذهبی کنم و بگم شیطان و این حرفا .اما همیشه تو این موقعیت ها ۲ تا حس به آدم

دست میده یکی اینکه میگه برو سمت این موقعیت جدید و یکی هم اینکه میگه نه.

اما متاسفانه همیشه این حس اولی خیلی قوی تره و آدم ها خیلی زود مقابلش کم میارن و وقتی هم

یه چیزی به اسم عذاب وجدان میاد سراغشون (مخصوصا وقتی تنهان ) خودشون رو با یه عالمه بهونه

های مختلف قانع میکنن که کارشو اشتباه نبوده ...

شاید یه مدت بتونن با این بهونه ها خودشون رو قانع کنن اما بعد از یه مدت که دیگه خیلی شده

 می فهمند که نه انگار اشتباه کردند ...

اما دیگه موقعیت و اون فرصت رو از دست دادند... یه جورایی خیلی دیر شده.

می فهمن موقعیتی که داشتند رو به خاطر خودخواهی ها و ندیدن هاشون از دست دادند.

نمیدونم الان داری به چی فکر میکنی. اما این یه گپ دوستانه بود نه عاشقانه.

مثل خیلی وقت ها که عین دو تا دوست باهم صحبت کردیم و به هم کمک کردیم.

یا حق


[+] نوشته شده توسط احمد در 16:58 | |






دیشب کلی فکر کردم فهمیدم که تعصب با غیرت فرق می کنه .

تعصب باعث میشه آدم عشقش رو به خاطر خود خواهی های خودش محروم کنه از زندگی.

اما غیرت باعث میشه به اونی که دوست داری کمک کنی تا در کنار تو بهترین زندگی رو داشته باشه.

تو چه تهران درس بخونی چه مهدیشهر و حتی چه گرگان میتونی به من خیانت کنی و در حق من

نامردی کنی  و همینطور چه کلاس پیانو یا هر کاره دیگه ای کنی.

تو هم به اندازه ی من حق زندگی داری . زن و مزد به مساوات آفریده شده اند و هیچ کسی به کسی

برتری نداره .

اما همه ی اینا در صورتی است که

بین من و تو یه رابطه عمیق به وجود بیاد یه طوری که همیشه حرف همدیگه واسه هم حجت باشه و

نذاریم که رو زمین بمونه.

اما چه کنم که هنوز دلم قرص نیست. نه اینکه به تو شک داشته باشم . نهههههه

از سادگی تو نگرانم .

از اینکه نتونی خودت رو از دست این گرگ های آدم نما نجات بدی و نگه داری. گرگ هایی که خوبی رو

زشت و زشت رو خوب نظون میدن واست و یه کار اشتباه رو انقدر واست عادی می کنن که با خودت

می گی این کاری که من دارم می کنم اصلا خیانت و نامردی نیست که...

کاریه که همه دارن انجامش میدن ...

انقدر عادی میشه که آدم همینطور خودش رو قانع میکنه و میره جلو و اما دریغ از اینکه اونی که جاش

گذاشته همونیه که نباید تنهاش میذاشت. و رهاش می کرد.

بهت گفتم آزادی . مختاری و حق انتخاب داری اما نمی دونم انقدر قدرت داری که بتونی خودت  رو از

دست این گرگ های آدم نما حفظ کنی؟

میخوام یه اعتراف صادقانه ای کنم:

من بعضی اوقات پیش میاد که نمی تونم این کار رو کنم یا بهتر بگم تو خودم نمی بینم که اگر بخوام با

این مسایل روبرو بشم بتونم از عهده اش بر بیام و در نهایت احساس پشیمونی نکنم.

برای همین سعی میکنم خودم رو تو این موقعیت ها قرار ندم یا اصلا موقعیتش رو فراهم نکنم واسه

خودم.

نمیخوام بحث رو مذهبی کنم و بگم شیطان و این حرفا .اما همیشه تو این موقعیت ها ۲ تا حس به آدم

دست میده یکی اینکه میگه برو سمت این موقعیت جدید و یکی هم اینکه میگه نه.

اما متاسفانه همیشه این حس اولی خیلی قوی تره و آدم ها خیلی زود مقابلش کم میارن و وقتی هم

یه چیزی به اسم عذاب وجدان میاد سراغشون (مخصوصا وقتی تنهان ) خودشون رو با یه عالمه بهونه

های مختلف قانع میکنن که کارشو اشتباه نبوده ...

شاید یه مدت بتونن با این بهونه ها خودشون رو قانع کنن اما بعد از یه مدت که دیگه خیلی شده

 می فهمند که نه انگار اشتباه کردند ...

اما دیگه موقعیت و اون فرصت رو از دست دادند... یه جورایی خیلی دیر شده.

می فهمن موقعیتی که داشتند رو به خاطر خودخواهی ها و ندیدن هاشون از دست دادند.

نمیدونم الان داری به چی فکر میکنی. اما این یه گپ دوستانه بود نه عاشقانه.

مثل خیلی وقت ها که عین دو تا دوست باهم صحبت کردیم و به هم کمک کردیم.

یا حق


[+] نوشته شده توسط احمد در 16:57 | |






اولین مطلب فقط به خاطر گلم

تا قبل از اینکه تو به دنیا بیایی آسمون صاف بود

اما وقتی تو به دنیا اومدی آسمون شروع به باریدن کرد

می دونی چرا؟

آخه فرشته ها از اینکه یکی از بین شون رفته بود گریه می کردند

تولدت مبارک با عاشقانه ترین فونت دنیا


[+] نوشته شده توسط احمد در 11:33 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Ghaleb New & Music Cod & Best Roman & Hafez Fall